دكتر عقيقى بخشايشي
71
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
6 . بيان 7 . انشاء 8 . عروض 9 . قافيه 10 . قرض الشعر 11 . رسم الخط 12 . تاريخ . شمارش علوم ادبى در اين دو بيت آمده است : نحو و صرف و عروض بعده لغة * ثمّ اشتقاق ، قريض الشعر ، انشاء كذا المعانى و البيان ، الخطّ قافية * تاريخ هذا العلم ، العرب احصاه در اين شمارش علم بديع نيامده است و بالطبع تابع « علم بلاغت » دانسته شده است . برخى ديگر مانند مؤلّفان الوسيط ، بيانى به اين شرح دارند : « العلوم اللّسانية هي : الأدب و التاريخ و العروض و النحو و اللّغة و البلاغة » ( علوم مربوط به زبان و گويش عبارت است از : ادب ، تاريخ ، عروض ، نحو ، لغت و بلاغت . ) مشخّص است اين شمارش و جمعبندى از هيچ ترتيب علمى برخوردار نيست . در برابر اين تقسيم محدود ، برخى مانند صاحب كتاب ارزشمند المرجع ( فرهنگ علمى و لغوى فنى و تطبيقى عربى ، فرانسوى ، انگليسى ) تأليف استاد لبنانى شيخ عبد اللّه العلائلى « 1 » و نيز شيخ ابو الخير محمد فارسى در كتاب بستان الأدب شمارش آن را بدينگونه آوردهاند : 1 . لغت 2 . صرف 3 . نحو 4 . معانى 5 . بيان 6 . بديع 7 . عروض 8 . قافيه 9 . خط 10 . قرض الشعر 11 . انشاء النثر 12 . محاضرات ( سخنرانى ) 13 . خطابه 14 . تاريخ . در اين شمارش ، محاضرت و خطابه بر آن افزوده شده است . يكى ديگر از ادباى معروف عرب ، به نام مصطفى الغلايينى سخن جامعى دارد . او علم اشتقاق را به طور مستقلّ نياورده است و جزء علم صرف دانسته است و علم تاريخ را نيز مقيّد به تاريخ ادبيّات كرده است . بدينترتيب ، شمارهء واقعى علوم آن ، 13 علم خواهد بود ، ولى اگر بخواهيم فهرست كاملى از علوم ادبى را در دست داشته باشيم و علم اشتقاق و بديع را نيز به شمار آن بياوريم و نقد الشعر را در قرض الشعر و نقد النثر را جدا از علم انشاء و ترتيل بدانيم ، شمار علوم ادبى به 16 قسم خواهد رسيد ، به اين ترتيب : 1 . علم لغت 2 . اشتقاق 3 . صرف 4 . نحو و اعرابگذارى 5 . معانى 6 . بيان 7 . بديع 8 . انشاء 9 . نثرشناسى و سبكشناسى و نقد آن 10 . عروض 11 . قافيه 12 . قرض الشعر 13 . محاضرات 14 . خطابه 15 . خط ( املاء ، رسم الخط ) 16 . تاريخ ( تاريخ ادبيّات ) . « 2 » به نظر مىرسد ، امروز با توجّه به تحوّل در ادبيّات معاصر ، نمايشنامه و تئاتر و فيلم را نيز بايد داخل در مقولهء ادبيّات دانست و فنّ آن را در شمار علوم ادبى محسوب داشت . به اين ترتيب ، شمار علوم ادبى به 19 نوع خواهد رسيد و فرد اديب كامل و سخنسنج كسى خواهد بود كه به تمام شقوق و فنون اين دانشها ، تسلّط و تبحّر داشته باشد و چنين اديبى از نوادر و نوابغ خواهد بود . * عوامل رشد و پيشرفت ادب از مهمّترين عوامل رشد و شكوفايى ادب عربى ، نزول قرآن مجيد و مطرح شدن احكام و حدود و فلسفه حكمت الهى بود . قرآن مجيد نه ازآنجهت كه به زبان عربى آشكار نازل شده است ، بلكه ازآنجهت كه سبك عالى و اسلوب زيبا و فخامت نظم و علوّ معنى و شموخ عبارت و جلالت نظم و ترتيب جاذب و جالب دارد ، انسان را بهسوى زندگى و الا فرا مىخواند و روشهاى حكيمانهاى را القاء مىنمايد ، خود سرمنشأ ادب و زندگى است .
--> ( 1 ) معيار اللغة ، چاپ تهران ، ج 1 ، ص 61 . ( 2 ) علم الادب ، مقالات لمشاهير العرب ، اب لويس شيخو ، جزء 2 ، ص 3 ، چاپ بيروت ، ص 188 .